ثبت نام دوره
آکادمی شیدا فضل
پس از تکمیل این فرم، پیش ثبت نام شما انجام خواهد شد و کارشناسان ما با شما تماس خواهند گرفت.
این سه نام، سه سطح متفاوت از تراکم در اکستنشن مژه هستند و تفاوتشان در یک چیز خلاصه میشود: روی هر تار مژهی طبیعی، چند تار مصنوعی قرار میگیرد.
اگر تازه وارد این حوزه شدهاید، احتمالاً این اسمها را زیاد شنیدهاید بدون اینکه تفاوت واقعیشان روشن باشد. در ادامه هر سه را با معیارهای عملی مقایسه میکنیم.
| معیار | کلاسیک | والیوم | مگاوالیوم |
|---|---|---|---|
| تار روی هر مژه | ۱ تار | ۲ تا ۶ تار | ۷ تا ۱۵+ تار |
| ضخامت هر تار | ضخیمتر | نازکتر | بسیار نازک |
| ظاهر نهایی | طبیعی، شبیه ریمل | پرپشت و متعادل | بسیار پرپشت و دراماتیک |
| زمان اجرا | کمترین | متوسط | بیشترین |
| مهارت لازم | پایه | ساخت فن یکنواخت | ساخت فن سریع و دقیق |
| مناسب برای | مژه پرپشت و مقاوم | مژه متوسط تا کمپشت | مژه کمپشت یا ظاهر خاص |
در کلاسیک، هر تار مصنوعی به یک تار طبیعی چسبانده میشود، رابطهی یک به یک. چون تار مصنوعی باید بهتنهایی دیده شود، ضخامتش بیشتر از تارهای والیوم است.
این تکنیک وقتی بهترین نتیجه را میدهد که مژهی طبیعی مشتری خودش نسبتاً پرپشت باشد. روی مژهی کمپشت، کلاسیک فاصلههای خالی را پر نمیکند و نتیجه ناقص به نظر میرسد.
در والیوم، چند تار بسیار نازک به شکل بادبزن (فن) کنار هم قرار میگیرند و کل این دسته روی یک تار طبیعی مینشیند.
نکتهای که معمولاً درست فهمیده نمیشود: والیوم لزوماً سنگینتر از کلاسیک نیست. چون تارها بسیار نازکترند، وزن کل یک فن پنجتایی میتواند برابر یا حتی کمتر از یک تار کلاسیک ضخیم باشد.
عدد کنار حرف D نشاندهندهی تعداد تار در هر فن است: ۳D یعنی سه تار، ۵D یعنی پنج تار.
همان منطق والیوم، ولی با تارهای نازکتر و تعداد بیشتر. نتیجه، پرپشتی چشمگیری است که برای عکاسی، مراسم یا مشتریانی که ظاهر دراماتیک میخواهند مناسب است.
این تکنیک بیشترین مهارت را میطلبد. ساخت فن پانزدهتایی که تارهایش یکنواخت باز شده باشند و در پایه به هم بچسبند، چیزی نیست که در چند جلسه به دست بیاید. برای مقایسهی دقیقتر این دو تکنیک، مقایسه مژه والیوم و مگاوالیوم را ببینید.
این تصمیم نباید بر اساس سلیقهی مشتری بهتنهایی گرفته شود. سه چیز را باید بررسی کنید:
اگر مشتری مگاوالیوم میخواهد ولی مژهاش کشش ندارد، صادق بودن با او بهتر از اجرای کاری است که ظرف یک هفته میریزد و اعتبار شما را میبرد.
تفاوت اصلی یادگیری بین کلاسیک و والیوم، در ساخت فن است. فن باید سه ویژگی داشته باشد: تارها یکنواخت باز شده باشند، در پایه کاملاً به هم چسبیده باشند، و اندازهاش با فنهای دیگر یکسان باشد.
در جلسات تمرین، رایجترین مشکل این است که فنها اندازههای متفاوت پیدا میکنند، یکی سهتایی، بعدی پنجتایی. نتیجهاش سطح ناهموار و ظاهر نامرتب است. این مشکل با تکرار حل میشود، نه با تکنیک خاص.
کاشت از زیر پلک بهجای روی خط مژه. نتیجهاش طبیعیتر است چون محل اتصال دیده نمیشود. جزئیات این تکنیک را در راهنمای کامل کاشت مژه هیدن بخوانید.
هیچ تار مصنوعی اضافه نمیشود؛ فقط مژهی طبیعی فر و تقویت میشود. برای مشتریانی که نگهداری اکستنشن برایشان سخت است، گزینهی مناسبی است و رقیب کاشت نیست، مکمل آن است.
ترتیب منطقی یادگیری، همان ترتیب این مقاله است: اول کلاسیک تا کنترل پنس و چسب دستتان بیاید، بعد والیوم و ساخت فن، و در نهایت مگاوالیوم.
پریدن مستقیم به والیوم بدون تسلط بر کلاسیک، معمولاً به کار نامرتب و ریزش زودهنگام منجر میشود، چون مشکل اصلی در جایگذاری و فاصلهگذاری است، نه در نوع فن.
دوره آموزش کاشت مژه آکادمی شیدا فضل در ۲ جلسهی ۳ ساعته با ۳ جلسه رفع اشکال برگزار میشود؛ مدل و مواد از سمت آموزشگاه تأمین میشود و مدرک فنی حرفهای و بینالمللی دارد. برای تکنیکهای پیشرفتهتر، سطوح تخصصیتری هم وجود دارد.
بستگی به مژه طبیعی مشتری دارد. اگر مژه پرپشت و مقاوم است، کلاسیک نتیجه طبیعی میدهد. اگر کمپشت است، والیوم حجم بیشتری بدون فشار اضافه ایجاد میکند.
اگر اصولی اجرا شود نه، چون تارهای مگاوالیوم بسیار نازکاند و وزن کل فن از یک تار کلاسیک بیشتر نیست.
دستهای از چند تار مژه نازک که به شکل بادبزن باز میشود و روی یک تار مژه طبیعی مینشیند.
کلاسیک، چون یک تار روی یک تار قرار میگیرد و کنترلش سادهتر است.
کلاسیک معمولاً کمترین زمان را میبرد و مگاوالیوم بیشترین.
پس از تکمیل این فرم، پیش ثبت نام شما انجام خواهد شد و کارشناسان ما با شما تماس خواهند گرفت.